یادداشت مهمان، زهرا حکیمیان: برای بسیاری از کودکان و نوجوانان دنیا، بازی فوتبال یعنی آزادی، یعنی دویدن روی چمنهای سبز و فریادِ شادی پس از یک گل؛ اما برای کریم و دوستانش در قلب رامالله، فوتبال یعنی جنگیدن برای داشتنِ یک تکه زمین کوچک که بشود در آن فقط برای چند ساعت از سایهی سنگین تانکها فرار کرد. رمان «یک تکه زمین کوچک» اثر الیزابت لرد، ما را درست میبرد به وسط کوچه پسکوچههای فلسطین؛ جایی که بزرگ شدن، تمرینی روزمره برای زنده ماندن در میان تحقیر، ترس و خفقانِ ناشی از اشغالگری است.
داستان از زندگی معمولی یک خانواده ششنفره فلسطینی در رامالله آغاز میشود؛ پدر و مادری به همراه دو پسر نوجوان و دو دختر کوچکتر. زندگی روزمره آنها تحت سایه حکومتنظامیهای سختگیرانه و رفتوآمدهای خشن نیروهای اشغالگر اسرائیلی گره خورده است. با لغو موقت حکومتنظامی، خانواده تلاش میکند نفسی تازه کند و به روستای پدری برود؛ اما مسیر کوتاه تا روستا، به بستری از آزار و تحقیر تبدیل میشود. ایستوبازرسیهای متعدد اسرائیلیها نه برای حفظ امنیت، بلکه برای خرد کردن غرور انسانیِ مردم طراحی شدهاند؛ جایی که ساعات متوالی معطل نگه داشتن یک خانواده زیر آفتاب سوزان و چشمدرچشم شدن با اسلحه سربازان، به روالی عادی بدل شده است. حتی در باغات زیتون اجدادیشان نیز امنیت و آرامشی وجود ندارد؛ ریشههای چندهزارساله زیتون که نماد هویت و اصالت این مردم است، جلوی چشمشان توسط اشغالگران تهدید میشود و ناگهان با برخورد خشن و زورگویانه نظامیان از زمینهای مادری خود رانده میشوند. اما سرزندگی و اشتیاقِ نوجوانی در دل این همه خفقان خاموش نمیشود. کریم، شخصیت اصلی داستان که عاشق فوتبال است، تصمیم میگیرد با کمک دوستانش یک زمینِ رهاشده و پر از نخاله را صاف و مرتب کند تا برای خودشان یک زمین بازی بسازند. در گوشهای از این زمین، اتومبیل کهنهای قرار دارد که برای آنها حکم یک مخفیگاه امن و پناهگاهی برای رویاهایشان را پیدا میکند. اما درست در اوج بازی و شادیهای کودکانه، صدای آژیر ناگهانی حکومتنظامی و هجوم تانکها به خیابانها، همه چیز را به هم میریزد. کریم در میان شلوغی و فرار بچهها جا میماند و ناچار میشود به تنهایی در دل آن ماشین کهنه پنهان شود؛ پناهگاهی کوچک که حالا او را در فاصلهای کوتاه با خطراتی بزرگ و آزمونی سهمگین برای زنده ماندن قرار میدهد... .
الیزابت لرد به عنوان نویسندهای که خود در خاورمیانه زیسته و این منطقه را از نزدیک لمس کرده، روایتی شگفتانگیز و منصفانه خلق کرده است. این کتاب روایتی عالی و جسورانه است که زوایای نادیده زیستن در سایه اشغال را آشکار میسازد. قلمِ نویسنده بدون افتادن در دامِ شعارهای مستقیم، چهری بیرحم و متجاوز نظامیان اسرائیلی را در کنار مظلومیت و صلابت مردم فلسطین به تصویر میکشد. او نشان میدهد که چگونه ساختار اشغالگری تلاش میکند تا سادهترین حقوق انسانی مانند حق دویدن یک کودک، بازی کردن یا چیدن محصول یک کشاورز را به مسلخ ببرد. لحن و نثر کتاب بسیار پویا، ملموس و پرحرکت است و کتاب با ریتم تند و جذابی پیش میرود و جایی را برای زمین گذاشتن کتاب نمیگذارد.
زنانه بودن روایت و زاویه دید حساس نویسنده، تأثیر مستقیمی بر جزئینگری داستان گذاشته است. او به جای تمرکزِ صرف بر آمار و اخبار رسمی جنگ، روی ریزهکاریهای یک زندگی تحت محاصره تمرکز میکند؛ اینکه چگونه بوی خفهکننده گاز اشکآور جای عطر زمین های زراعتی و باغ های زیتون را میگیرد و چطور ترسی مداوم در رگهای یک خانواده جریان پیدا میکند. همین لطافت در بیان، باعث میشود زشتی ظلم و استبدادِ اشغالگران عریانتر و گزندهتر به چشم آید.
در کنار قلم قوی نویسنده، نقش پروین علیپور بهعنوان مترجم اثر بسیار پررنگ و برجسته است. او که از مترجمان مطرح و باسابقه ادبیات کودک و نوجوان به شمار میرود، توانسته ترجمهای بسیار روان، جاندار و متناسب با لحن مخاطب نوجوان ارائه دهد. علیپور با درک درست از فضای بومی خاورمیانه و حساسیتهای داستانی، زبان ترجمه را از هرگونه خشکی و تکلف دور نگه داشته است؛ به طوری که دیالوگهای میان بچهها کاملاً طبیعی و صمیمی از آب درآمدهاند. این ترجمه استاندارد و روان باعث شده کنتراست میان حرفهای کودکانه و پر از امیدِ بچهها درباره فوتبال و لحن خشن و تحقیرآمیز سربازان مسلح، به ملموسترین شکل ممکن به خواننده فارسیزبان منتقل شود.
«یک تکه زمین کوچک» فقط داستان یک بازی فوتبال یا یک ناامنی ساده نیست؛ روایتی از حقیقتِ جاری در قلب رامالله است. این رمان به ما و نسل جدید یاد میدهد که چگونه میتوان در میان خرابهها، تانکها و خفقان، حقِ زیستن و امید داشتن را فریاد زد. خواندن این کتاب برای همه نوجوانان و بزرگسالان ضروری است تا بفهمند تاریخ فلسطین فقط اخبار تلویزیونی و آمار قربانیان نیست؛ بلکه داستانِ آدمهایی واقعی با رویاهایی کوچک است که حتی در زیر پاهای سنگین جنگ و اشغالگری، ایستادن و ساختنِ دوباره را فراموش نمیکنند.
تصویرگری روی جلد کتاب نیز کاملاً هوشمندانه و منطبق بر روح اثر است. به تصویر کشیدنِ نوجوانی با پیراهن فوتبال در برابر یک ماشینِ کهنه، نمادی عمیق از ایستادگی و امید است. پشتِ سر او فضایی خاکستری و پرتردید قرار دارد که ناامنیِ شهر را تداعی میکند، اما فیگور محکم نوجوان و توپی که زیر پای اوست، حسِ تسلیمناپذیری را به بیننده منتقل میکند. همچنین نشانهای معتبری مانند جایزه همپشایر و لاکپشت پرنده روی جلد، گواهی بر ارزشهای ادبی و ساختاری این اثر است.
کتاب «یک تکه زمین کوچک» نوشته الیزابت لرد با ترجمه پروین علی پور از سوی نشر افق روانه بازار کتاب شده است.


نظر شما